تبليغاتX
یادداشتها

یادداشتها

به نام خدا

این روزها اخباری که از بحرین می رسد قلب هر شیعه ای را به درد می آورد. آیا به جز دعا کردن کاری از دست ما ساخته نیست؟ آیا در برابر سکوتمان مواخذه نمی شویم؟ یکی از اساتید مطرح علوم سیاسی، دکتر نجف لک زایی، راهکارهایی را در این زمینه مطرح نموده که شنیدنی و البته بکاربستنی است:

حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی(ص) فرموده است: کسی که شب را به صبح آورد و به امور مسلمانان اهتمام نداشته باشد، مسلمان نیست. فلسفه این فرمایش این است که اساساً اسلام دین عدالت است. عدالت  وقتی برقرار می شود که تمام انسانها و در گام اول آحاد مردم مسلمان آن را برپا دارند: "لیقوم النّاس بالقسط " انبیا آمده اند تا عناصر معرفتی و عینی لازم برای این مسئله را فراهم نمایند.

لذا یک مسلمان، اگر به فکر دیگران، و در گام اول، همنوعان و همکیشان خود نباشد، نمی توان نام مسلمان بر او نهاد. البته بر حسب معادله تکلیف و قدرت (لایکلف الله نفساً الاّ وسعها) آنان که قدرتشان بیشتر است، تکلیفشان نیز بیشتر است.

امیدواریم در روزهای آتی شاهد قیام و خیزش همگانی مسلمانان در سراسر جهان و بویژه دولت های اسلامی و علی الخصوص جمهوری اسلامی  و نیز حوزه های علمیه و سازمان های محلی و ملی و منطقه ای و جهانی در دفاع از این بیداری اسلامی، بیش از گذشته، باشیم.

سازمان کنفرانس اسلامی، مجمع جهانی اهل بیت ، مجمع تقریب مذاهب اسلامی، حوزه های علمیه، بویژه حوزه های قم و نجف، دانشگاههای جهان اسلام، بویژه دانشگاههای ایران و دیگر اصناف و اقشار، هریک به اندازه توان خود باید در این زمینه اهتمام داشته باشند.

اصحاب مطبوعات و رسانه ها و ارتباطات نیز هر یک سهم خود را تا کنون آن گونه که شایسته بوده است ادا نکرده اند. امیدوارم، با عمل به وظیفه در حد مقدورات، جزء کسانی که مشمول مضمون حدیث نبوی(ص) می شوند، نباشیم.

پیشنهاد عاجل نگارنده این است که اگر همچون لیبی کشورها و دولت هایی نیستند که به کمک مردم بی دفاع بحرین بروند و یا اگر هم هستند ملاحظات و مشکلاتی وجود دارد که مانع از چنین اقدامی می شود، مردم و نهادهای مردم نهاد و بویژه گروه هایی از قبیل پزشکان و پرستاران از سراسر کشورهای جهان، از طریق کشورهای همسایه بحرین و یا هر طریق دیگر، اجازه یابند تا به کمک مردم بحرین بشتابند و به عبارت دیگر کاروان هایی همچون کاروان های صلحی که عازم غزه شد، عازم بحرین شود بلکه این امواج انسانی بتواند ضمن جلب توجه افکار عمومی جهان به نقض حقوق بشر و در واقع نسل کشی صورت گرفته مرهمی باشد بر زخم های  مردم این کشور.

همچنین انتظار می رود با مدیریت جمهوری اسلامی کشورهای مدافع حقوق مردم بحرین طی یک جلسه اضطراری تمام راه های ممکن برای کمک به مردم این کشور را بررسی نمایند.

خدایا! فریادرس همه مظلومان و مستضعفان، بویژه شیعیان مظلوم بحرین باش و آنها را مشمول یاری خودت قرار بده.

 
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 8:23  توسط نجمه کیخا  | 

به نام خدا

این روزها اخباری که از بحرین می رسد قلب هر شیعه ای را به درد می آورد. آیا به جز دعا کردن کاری از دست ما ساخته نیست؟ آیا در برابر سکوتمان مواخذه نمی شویم؟ یکی از اساتید مطرح علوم سیاسی، دکتر نجف لک زایی، راهکارهایی را در این زمینه مطرح نموده که شنیدنی و البته بکاربستنی است:

حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی(ص) فرموده است: کسی که شب را به صبح آورد و به امور مسلمانان اهتمام نداشته باشد، مسلمان نیست. فلسفه این فرمایش این است که اساساً اسلام دین عدالت است. عدالت  وقتی برقرار می شود که تمام انسانها و در گام اول آحاد مردم مسلمان آن را برپا دارند: "لیقوم النّاس بالقسط " انبیا آمده اند تا عناصر معرفتی و عینی لازم برای این مسئله را فراهم نمایند.

لذا یک مسلمان، اگر به فکر دیگران، و در گام اول، همنوعان و همکیشان خود نباشد، نمی توان نام مسلمان بر او نهاد. البته بر حسب معادله تکلیف و قدرت (لایکلف الله نفساً الاّ وسعها) آنان که قدرتشان بیشتر است، تکلیفشان نیز بیشتر است.

امیدواریم در روزهای آتی شاهد قیام و خیزش همگانی مسلمانان در سراسر جهان و بویژه دولت های اسلامی و علی الخصوص جمهوری اسلامی  و نیز حوزه های علمیه و سازمان های محلی و ملی و منطقه ای و جهانی در دفاع از این بیداری اسلامی، بیش از گذشته، باشیم.

سازمان کنفرانس اسلامی، مجمع جهانی اهل بیت ، مجمع تقریب مذاهب اسلامی، حوزه های علمیه، بویژه حوزه های قم و نجف، دانشگاههای جهان اسلام، بویژه دانشگاههای ایران و دیگر اصناف و اقشار، هریک به اندازه توان خود باید در این زمینه اهتمام داشته باشند.

اصحاب مطبوعات و رسانه ها و ارتباطات نیز هر یک سهم خود را تا کنون آن گونه که شایسته بوده است ادا نکرده اند. امیدوارم، با عمل به وظیفه در حد مقدورات، جزء کسانی که مشمول مضمون حدیث نبوی(ص) می شوند، نباشیم.

پیشنهاد عاجل نگارنده این است که اگر همچون لیبی کشورها و دولت هایی نیستند که به کمک مردم بی دفاع بحرین بروند و یا اگر هم هستند ملاحظات و مشکلاتی وجود دارد که مانع از چنین اقدامی می شود، مردم و نهادهای مردم نهاد و بویژه گروه هایی از قبیل پزشکان و پرستاران از سراسر کشورهای جهان، از طریق کشورهای همسایه بحرین و یا هر طریق دیگر، اجازه یابند تا به کمک مردم بحرین بشتابند و به عبارت دیگر کاروان هایی همچون کاروان های صلحی که عازم غزه شد، عازم بحرین شود بلکه این امواج انسانی بتواند ضمن جلب توجه افکار عمومی جهان به نقض حقوق بشر و در واقع نسل کشی صورت گرفته مرهمی باشد بر زخم های  مردم این کشور.

همچنین انتظار می رود با مدیریت جمهوری اسلامی کشورهای مدافع حقوق مردم بحرین طی یک جلسه اضطراری تمام راه های ممکن برای کمک به مردم این کشور را بررسی نمایند.

خدایا! فریادرس همه مظلومان و مستضعفان، بویژه شیعیان مظلوم بحرین باش و آنها را مشمول یاری خودت قرار بده.

 
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 8:19  توسط نجمه کیخا  | 

به نام خدا

بحث نهاد و نهادگرایی یکی از مباحث با اهمیت در علوم انسانی است. اصولا هر اتفاق مفید و لازمی که در عرصه فرهنگ و اجتماع رخ دهد بایستی قبل از آن تبدیل به نهاد شده باشد. نهاد بر آمده از آداب و رسوم، اخلاق، عرف و مذهب و حقوق است که مورد مقبولیت واقع شده و کارکرد و ساخت مناسب خود را در جامعه یافته است. با این نگاه بحث نهاد از بحث های ضروری در علوم انسانی و بویژه در علوم سیاسی است. هر مفهومی بویژه مفاهیم اولیه و ثانویه در علوم سیاسی باید از این حیث مورد توجه قرار گیرد و معین گردد که در بستر چه عوامل و زمینه هایی دارای مقبولیت شده است و چگونه بصورت نهاد درآمده است. اصولا نهادی شدن است که باعث مطرح و مشهور شدن یک مفهوم می گردد. اما با این حال کار بسیار کمی در باب آن انجام شده است. عمده کارهای صورت گرفته نیز مباحث اصلی آن را مورد توجه قرار نداده و بیشتر به طیف نهادگرایان و ادوار تاریخی آن معطوف بوده اند.

توجه به نهاد بویژه در موضوعی چون اخلاق سیاسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. اخلاق هم می توان به عنوان عامل نهاد ساز معرفی گردد و تعامل آن با سیاست از این حیث مورد نظر قرار گیرد و هم خود بعنوان نهادی که در جامعه پذیرفته و مورد عمل قرار می گیرد مورد توجه واقع شود که نوع دیگری از تعامل با سیاست در آن متصور خواهد بود.

پی نوشت 1: اغلب کارهای صورت گرفته در ایران در باب نهاد گرایی از سوی اقتصاد دانان صورت گرفته است. حتی کتاب «نهادگرایی در علوم سیاسی» نیز در سالهای اخیر توسط اقتصاددانان(دکتر فرشاد مومنی و فریبا مومنی) ترجمه شده است.

پی نوشت 2: کسانی که مایل به مطالعه در بحث نهادگرایی هستند می توانند به آثار دکتر محمد جواد ایروانی مراجعه کنند. وی کتب ارزشمندی را در این زمینه نگاشته است و جمع بندی خوبی از مباحث ارائه نموده است. اثار او در وبلاگ شخصی او وجود دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 14:6  توسط نجمه کیخا  | 

به نام خدا

مدت زیادی از نوشتن اخرین مطلبم در این وبلاگ می گذرد. این مدت از شلوغ ترین ایام کاری من بود و توانستم مقالاتی بنویسم. مهمتر اینکه امتحان جامع رو دادم اما فرصت نوشتن جور نمی شد. جند بار خواستم در مورد تحولات مصر و لیبی و بویژه شیعیان بحرین بنویسم  و از نقش انقلاب اسلامی بر این تحولات بگویم اما نشد.

یکی از دوستان برایم ایمیل زده بود که چرا وبلاگ بروز نمیشه. گفتم هر طور شده این وقفه را پایان دهم.

در ضمن شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا تسلیت. یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 21:10  توسط نجمه کیخا  | 

امروز سالگرد بزرگداشت روز 13 ابان است. روزی که از سویی تداعی گر حوادث 13 ابان 1342 و از طرفی دیگر یادآور تسخیر لانه جاسوسی آمریکا بدست دانشجویان پیرو خط امام است. این خاطرات بقدری برای ما بدیهی و اشنا هستند که کمتر در مورد جرایی و چگونگی آنها فکر می کنیم. اما به نظر می رسد، باید در هر دوره ای از انقلاب این خاطرات و علل و انگیزه انها، عاملان آن و واکنش دیگر رهبران و نهادهای انقلاب در قبال این حادثه به بحث نهاده شود. نسل امروز اشنایی زیادی با این تحولات ندارد. یکی از دانشجویانم می گفت اشغال سفارت آمریکا کاری خلاف موازین بین المللی بوده است و نباید این کار صورت می گرفته است و دیگری معتقد بود به سؤالات ما در این زمینه پاسخ داده نمی شود و دیگر اینکه چرا امام مخالفتی با این جریان ننمودند و اصولا موضع ایشان چه بود و دانسجویی دیگر معتقد بود، این اقدام به گروگان گیری سبب شد تا آمریکا که بسیاری از اموال ایران را در دست داشت از بازپس دادن آنها ممانعت کند و بنوعی حقوق ایرانیان ضایع شد.

آنچه در این مجال کوتاه میتوانم بگویم این است که در آن زمان دولت آمریکا، هنوز جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت نشناخته بود و سفارت آن کشور در ایران غیر قانونی بود. از سویی این کار با دستور امام صورت نگرفت. شرایط خاص آن دوران و روحیه انقلابی و پرشور جوانان در پی خشم از آمریکا، نیرویی فراهم نمود که چنین اقدامی را نتیجه داد. و البته پس از آن و افشای اسناد فراوانی مبنی بر دخالت و جاسوسی آمریکا در ایران، درستی نگرانی از این سفارت را نشان داد. البته امام پس از این رخداد با نبوغ و زیرکی ضمن بیان اینکه سفارت آمریکا طبق قوانین پذیرفته شده غیر قانونی است، این اقدام را انقلاب دوم نامید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 11:51  توسط نجمه کیخا  | 

 تا آنجا که از سال ها قبل از دوران نوجوانی به یادم می­آید، هرگاه با فردی تحصیل کرده بر خورد می کردم یا در جایی صحبت یا مطلبی در باره آن می خواندم، چنین به ذهنم می رسید که وی در رشته ی تحصیلی خود کاملا تبحر دارد و می تواند به پرسش های علمی در باب رشته ی تخصصی خود پاسخ گوید. و باید بگویم که تا حد زیادی نیز چنین بود. برای نمونه اگر شخص مورد نظر در رشته­ی جغرافیا تحصیل نموده بود، نه تنها به هر سوالی در این باب پاسخ می گفت بلکه از روی بیان علایق و صحبت­ها و مطالعات وی می توانستی حدس بزنی که وی جغرافیا می خواند. در واقع یکی از مشخصات بارز وی این بود که مجله یا کتاب یا مطلبی در باب جغرافیا می خواند یا می نویسد. اما با کمال تأسف در اغلب موارد، این وضعیت اکنون به این گونه نیست. نه تنها فردی که در رشته ای تحصیل می کند با این دقت و حوصله به مطالعه و کنکاش نمی پردازد بلکه با کمال حیرت و تعجب و البته تأسف، ابراز می کند که به رشته تحصیلی خود علاقه ندارد، مجبور شده است به این رشته بیاید، به خاطر بازار کارش آمده، یا به توصیه خانواده یا دوستان یا افراد دیگری این رشته را زده است و... . نتیجه این است که وی تنها می خواهد به هر قیمتی که شده است مدرکش را بگیرد. البته این مطلبی که عرض شد در مورد دانشجویان دانشگاه های دولتی است، در مورد سایر مراکز آموزشی خودتان می توانید حدس بزنید که قضیه از چه قرار است. تبعات این قضیه نه تنها در عرصه اجتماعی و راندمان پایین کار تولیدی بلکه بیش از آن در اسیب زدن به ارزش خود علم است.

من در پی تحلیل علل و عوامل چنین رخدادی نیستم. اما معتقدم کسانی که از چنین رخدادی ناراضیند هر اندازه در توان دارند صرف جلوگیری از گسترش این امر کنند. چرا که این معضل گریبان همه را خواهد گرفت. فقط کافی است تصور کنید که تمامی مشاغلی که ما به نوعی درگیر آنها هستیم از پزشک و دندانپزشک و پرستار و قاضی گرفته تا قصاب و بقال و لبنیاتی و نانوایی محله کارشان را از روی عشق و وجدان کاری و مسئولیت شناسی انجام ندهند. آنوقت نه تنها اطمینانی به نسخه پزشک نداریم بلکه حتی یک لقمه نان را به خیال راحت نخواهیم خورد. بزرگترین معضل زمانی رخ خواهد داد که همین افرادی که بدون زحمت و فهم کافی مدرک گرفته اند بخواهند در رشته ی خود تدریس هم بکنند و آنوقت بیندیشید به دانشجویانی که از چنین اساتیدی درس آموخته اند. خلاصه این رشته سر دراز دارد. و هر چه آنرا بیشتر بشکافیم گسترده تر می گردد.

در پی چنین فرایندی بیش از همه مقام علم و معلم آسیب می­بیند که در پست بعدی به آن می پردازم.

+ نوشته شده در  شنبه یکم آبان 1389ساعت 11:44  توسط نجمه کیخا  |